جست‎وجوی استنادی احادیث و روایات خوشنویسی در رسالات خوشنویسان ایران(نوع مقاله: پژوهشی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوى دکترى تاریخ تطبیقى و تحلیلى هنر اسلامى، دانشگاه تهران، پردیس هنرهاى زیبا

چکیده

از خوشنویسان ایرانی در سده‎های میانی دوران اسلامی (هفتم تا یازدهم/سیزدهم تا هفدهم) رسالاتی به جا مانده که همگی با نقل احادیثی از زبان پیامبر (ص) و علی (ع) آغاز شده‎اند. این روایات که گاه تا حد تکرارِ بی‎تغییر نقل‎های پیشینیان پیش رفته، بازتابندة سنت‎های مستمرّ آموزش و انتقال فنون خط در حلقه‏‎های حرفه‎ای خوشنویسان و متّکی به آگاهی ایشان از حضور مؤثرِ نخستین پیشوایان دین در امر کتابت و اظهار سخنانی در این زمینه بوده است. با این حال جست‎وجو در منابع معتبر حدیث شیعی تفاوت‎هایی را بین اصل احادیث و روایات خطاطان آشکار می‏‎کند که نشان می‎دهد ایشان چندان در پی صحت و اعتبار روایت‎ها نبوده و بیشتر بر شنیده‎ها و خوانده‎های خود از هم‎ صِنفانشان تکیه کرده‎اند. این ناهماهنگی حتی در نقل‎های ایشان از جملات قصار منتسب به مشاهیر نیز عیان است. در این نوشتار پس از سیری گذرا در پیشینة آیات و احادیث مرتبط با خط و خوشنویسی در قرآن و سیرة رسول‎الله (ص) و علی (ع)، رایج‎ترین احادیث و اقوال مندرج در رسالات خوشنویسی ایرانی با یکدیگر مقایسه و درجة اعتبار هر یک در آثار معتبر و معروف محدثّان شیعه جست‎وجو و سنجیده خواهد شد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Documentary enquiry on calligraphic traditions and narrations in Persian calligraphers treatises……. Research Paper

نویسنده [English]

  • Valiallah Kavusi
PhD Candidate in Islamic Art Studies, College of Fine Arts, University of Tehran
چکیده [English]

The script and writing have been among the necessities of daily religious and social life of Muslims and in many verses of the Quran has been explicitly emphasized on them. The Prophet, Muhammad, following the Divine command and understanding the importance of the subject, appointed some people to teach and practice writing and of necessity, self-guided them in understanding the theological virtue, or even the way they took over. Ali, Prophet’s son in law, and a group of trusty companions of Prophet began to write the words of revelation. It is clear that these practitioners have sometimes described some tips about their work. These sayings were gathered in books of Hadith collection by theologians and traditionalists (Muhaddith) and when the work of scribes flourished in the government affairs and among the people of knowledge, and calligraphy techniques emerged, they became popular among calligrapher, especially in Calligraphy Training, and were spread everywhere in the Islamic world until reached to the Iranian calligraphers. In this land, the origin of competent scribes at least from the fourth / tenth century, was established a coherent system of training the artists and artisans from the mid-seventh / thirteenth century and in calligraphy, that was widely used everywhere and every time, was compiled educational treatises and later biographies of calligraphers that have yet been the reference for scholars until now. All the texts related to calligraphy are begun with mentioning some of the sayings of the infallible wisdom and the words of celebrities or aphorisms common among experts and have been narrated from generation to generation. These traditions and sayings still recount, more or less, between calligraphers and sometimes even invoked is written, but apparently no one right or wrong assignment of the speakers, whether or not their infallible, pondered and documented in this study have not been done. The necessary of the attention when became more that know the same words have attributed at different times to different people, while in the original sources have been narrated different narrative of them. After a glance at the formation and spread of writing in the early Islamic period and the entre of religious leaders in this field, in this article has been tried to evaluate the authenticity of the traditions in these treaties through studying the aphorisms and sayings in Persian calligraphy treatises, and referring to reliable sources of Shi’a hadith, and, if possible, extracted the original traditions or samples of them from the original sources and compare them with calligraphers sayings; then has adapted some scattered remarks attributed to scholars in various treatises. It should be noted that advanced search supplier for author to search in Hadith texts has not been the original resources, but has been the software of Jami al-Ahadith produced by Computer Research Center of Islamic Sciences. Also, the base source for study the narratives of calligraphers has been the treatise of Abdallah Sayrafi’s Adab al-Khat, and, because of it is the oldest and most complete treatise on calligraphy, the narratives of other treatises adapted whit it.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Hadith
  • tradition
  • Aphorism
  • Calligraphic treatises
  • Iranian Calligraphers
  • Hadith Sources
منابع فارسی
ابوحیّان توحیدی   (بی‎تا). «رسالة فی علم الکتابة»، در: رسائل   ابی‎حیّان توحیدی. به کوشش ابراهیم کیلانی: دمشق.
جان‎احمدی، فاطمه(1379). «نهضت ترجمه، نتایج و پی‎آمدهای آن». در: تاریخ اسلام، زمستان، ش4.
خوشمردان، علی بن حسن(1381). «رسالة تعلیم الخطوط». به کوشش احسان‎الله شکراللّهی، در: نامة بهارستان، پاییز ـ زمستان، دفتر  ،6.
«در اسباب و اقسام و آداب خط» برگرفته از کتاب منشآت سلیمانی(1389). به کوشش رسول جعفریان. در: نامة بهارستان، مرداد، دفتر 16.
دوست‎محمد گواشانی هروی(1372). «دیباچه»، در: نجیب مایل هروی. کتاب‎آرایی در تمدن اسلامی. مشهد: بنیاد پژوهش‎‎های آستان قدس رضوی.
ذکاوتی قراگزلو،  علی‎رضا(1372). «ابوحیّان توحید: دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج5. زیر نظر سید محمد کاظم موسوی بجنوردی. تهران: مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
راوندی، محمد بن سلیمان(1386). راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق. تصحیح محمد اقبال. تهران: اساطیر.
سراج شیرازی، یعقوب بن حسن(1376). تحفة‎المحبین: در آیین خوشنویسی و لطائف معنوی آن. به کوشش کرامت رعناحسینی و ایرج افشار. تهران: نقطه.
شمس‎الدین محمد آملی(1372). «فنّ خط»، در: نجیب مایل  هروی. همان منبع.
شمس‎الدین  محمد  وصفی(2001). «دیباچة مرقع شاه‎اسماعیل»،   در:
Wheeler M. Thackston, Album Prefaces and Other Documents on the History of Calligraphers and Painters, Leiden: Brill.
صیرفی، عبدالله(1372). آداب‎الخط، در: نجیب مایل هروی. همان منبع.
عبدالله مروارید(2001). دیباچة مرقع [منسوب به امیر علی‎شیر  نوایی]، در: Wheeler M. Thackston, ibid.
عقیلی رستمداری، حسین(1372). «خط و مرکّب»، در: نجیب مایل هروی، همان منبع.
فتح‎الله سبزواری(1372). «اصول و قواعد خطوط ستّه»، در: نجیب مایل هروی، همان منبع.
قاضی میراحمد منشی قمی(1366). گلستان هنر، به تصحیح و اهتمام احمد سهیلی خوانساری، تهران: منوچهری.
قصه‎خوان، قطب‎الدین محمد(1372). «دیباچه»، در: نجیب مایل هروی، همان منبع.
قلقشندی، احمد بن علی(1963). صُبح‎الأعشی فی  صناعة الانشاء،     قاهره: مؤسسة- المصریة العامة للتألیف و  الترجمة و الطباعة و النشر.
کاووسی،ولی‎الله(1392). «آموزش»،  در:  خوشنویسی، نوشتة   ولی‎الله کاووسی و دیگران، تهران: کتاب مرجع.
- «پیشینه»، در: خوشنویسی، همان منبع.
مایل هروی، نجیب(1372). مشهد: بنیاد پژوهش‎های آستان قدس رضوی.
مجنون رفیقی هروی(1372). «سوادالخط»، در: نجیب مایل هروی، همان منبع.
محمد بخاری(1372). «فوائدالخطوط»، در: نجیب مایل هروی، همان منبع.
محمود بن محمد(1372). «قوانین‎الخطوط»، در: نجیب مایل   هروی، همان منبع.
مصطفی عالی ‎افندی(1369). مناقب هنروران، ترجمة توفیق   سبحانی، تهران: سروش.
میرعلی الحسینی الکاتب(2001). «دیباچة مرقعی گورکانی»، در: Wheeler M. Thackston, ibid.
میرعلی هروی(1372). «مدادالخطوط»، در: نجیب مایل هروی،   همان.
منابع لاتین
Whelan, Estelle (1997). “Forgotten Witness: Evidence for the Early Codification of the Qur’ān,” journal of the American Oriental Society 118, no. 1.